نقش خانواده و آموزش و پرورش در پیشگیری از اعتیاد

54384639_51855570bdaab

نقش خانواده و آموزش و پرورش در پیشگیری از اعتیاد

به گزارش پژوهان:نخستین آژانسی که از سوی جامعه و با هدف اجتماعی کردن کودک ایجاد و وارد عمل می شود، مدرسه یا نهاد رسمی آموزش و پرورش است. نباید از یاد برد که هدف، آموزش علوم یا آمادگی کودک برای علم آموزی و بعهده گرفتن مشاغل تخصصی در آینده و شرکت در نظام تقسیم کار، هدف ثانویه ی مدرسه خصوصاً در مدارس ابتدایی است و هدف اصلی این نهاد همان اجتماعی کردن یا آماده ساختن کودک برای حضور در جامعه و درک به موقع و هماهنگِ ساختها، کارکردها و فرهنگِ جامعه جهت نشان دادن عملکرد معقول اعم از واکنشها، رفتار یا کنش، در جهت رفع نیازها و رسیدن به اهداف جمعی است.

طرح مسئله :

تحلیلگران مسائل سیاسى و اجتماعى بر این باورند که در تهاجم و نفوذ فرهنگی، پدیده موادمخدر مهمترین عامل به تباهى کشیدن و انحطاط اخلاقى جوامع به شمار می‏ رود. متاسفانه گسترش دامنه مصرف موادمخدر در جامعه امروزى به حدى است که حتى قشر متفکر و تحصیل کرده را نیز به سمت خود کشانده است. در همین راستا، آموزش و پرورش مخصوصاً مدارس باید خط مشی آموزش راهکارهای پیشگیری از مصرف مواد مخدر، برخورد درست و واقع بینانه داشته باشند و همگام با نیازهای دانش آموزان پیش روند تا بتوانند از یک سو زمینه استعداد آنها و همین طور گرایش های آنها را در جهت خود اتکایی فراهم سازند و از سویی دیگر، شرایط مطلوب را برای زندگی امروز و فردا پیش بینی نمایند.

مدرسه در کلیت خود به عنوان یک سیستم حمایتی و زمینه ساز سلامت اجتماع شناخته شده است. در واقع نقش مدرسه به عنوان «اجتماع دلسوز، نگهبان و مشاور و دستیار خانواده و اجتماع» مورد تایید قرار گرفته است. پس لازم است در جهت توانمندسازی خانواده ها و اولیای و کارکنان رابطه دوسویه در فرایند آموزشی و اطلاع رسانی برقرار شود.

جامعه ما، به عنوان جامعه در حال گذار از فراز و نشیب های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و مدارهای توسعه یی ناموزون و ناپایدار، در تلاش دستیابی به الگوی جامعه ی مدنی- آرمانی است. تلاش براین است که بنیان چنین الگویی از یک طرف بر ارزشهای اسلامی و انسانی و از سوی دیگر، بر توسعه پایدار و حراست از کیان فرهنگی و حفظ محیط زیست استوار باشد. برای محقق ساختن چنین جامعه ای، مدیریت با تمام توان تلاش می کند که برای مسایل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از جمله مساله رو به گسترش مواد مخدر، راه حل هایی بهینه یی پیدا کند؛ با این هدف که کیان ارزشی و حیثیتی خود را، در چهارچوب نظام اجتماعی موجود، پایدار سازد.

گسترش اعتیاد  و سوء مصرف مواد مخدر در جامعه ما، بویژه در بین نوجوانان، دانش آموزان، از حساسیت  های ویژه ای بر خوردار شده است. بازتاب چنین حساسیت هایی زمینه را  برای بررسی و مطالعه  در جهت علت یابی و ارائه راهکارهای بهینه فراهم ساخته است.

توجه به وظایفِ نهادها و آژانسهای اجتماعی کننده دیگر در جامعه ی انسانی و وجوب هماهنگی با آژانس آموزش و پرورش و بخصوص نهاد مدرسه در اجتماعی کردن کودک به عنوان عضو جدیدالورود به جامعه بخش دیگری از این نوشتار را تشکیل خواهد داد.

راهکار کلی جامعه برای اجتماعی کردن فرد از طریق ترغیب، تشویق و تنبیه است و نهادهای خاصی چون نهادهای آموزشی حمایت و تشویق رفتارهای هماهنگ با جامعه و قوانین تنبیهی برای ممانعت از خروج انسان از هنجارهای اجتماعی، این فرایند را کنترل می کنند. این اعتقاد بنیادی که انسان ذاتاً شرور و متمایل به خروج از قواعد زندگی اجتماعی است، بنیاد تشویقها و تنبیه ها را می سازد. هربرت بلومر آژانسهای اجتماعی کننده را شامل شش آژانس ذکرمی کند شامل: ۱) خانواده و عمدتاً والدین ۲) دیگر مهم ۳) گروه همالان ۴) مدرسه و نهادهای رسمی آموزش و پرورش ۵) مجامع عمومی و مراکز گذران اوقات فراغت ۶) رسانه ها و دیگر نهادهای ارتباط جمعی(گیدنز، ۱۳۸۶).

هنگامی که شخص تابع آژانسهای اجتماعی کننده قرار گیرد و این نهادها هماهنگ و بطور صحیح و کامل نقش خود را ایفا کنند شخص تمامی مفاهیم فوق را پذیرفته و آنها را همچون مفاهیم اولیه و تنها راههای ممکن درونی کرده و تنها در قالب آنها حرکت خواهد کرد. از دیدگاه تفسیر گرایی قوه ی تخیل و تفکر شخص در مرحله ی اجتماعی شدن فعالانه به تفهم و ارزیابی مفاهیم  می پردازد و اجتماعی شدن فرایندی را تشکیل می دهد که شخص در عین پذیرش فرهنگی به خلاقیت و حرکت در قالب راههای مجاز و راههای جدید و ایجاد مفاهیم نو دست می زند و این حرکتها تکامل اجتماعی را امکان پذیر می سازد. در نظریه ی سیستماتیک پارسونز در این مرحله راههای مجاز و تعریف شده از سوی جامعه و نظام فرهنگی جامعه از سوی شخص گزینش   می گردند. چه در نگاه عوامل گرایان و چه در نگاه تفسیرگرایان ، آژانسها و نهادهای اجتماعی کننده نقشی بسیار مهم و غیر قابل تردید دارند. آنچه در نظریه ی مرتن ناهمنوایی نام می گیرد و به عدم پذیرش یکی از مفاهیم راهها یا اهداف مربوط می شود در نگاهی دقیق می تواند به عدم کارکرد کامل و درست نهادها و آژانسهای اجتماعی کننده، مربوط شود که از درونی کردن و جا انداختن و یا تشریح و تبیین هدفمند و قابل پذیرش مفاهیم مشترک اجتماعی قاصر بوده اند. از سوی دیگر تفکیک یافتگی که در پویایی شناسی جامعه خود را نشان می دهد و می تواند در نظام تقسیم کار متبلور شود  وتنها در صورتی امکان پذیر است که افراد جامعه لااقل بخشی از مفاهیم فرهنگی جامعه را بخوبی شناخته و آنها را درونی کنند. تنها در این صورت است که در عین انسجام اجتماعی اشخاص می توانند در عین احساس امنیت و اطمینان خاطر از ایفای نقش توسط دیگر اعضای جامعه و درست عمل کردن کلیت جامعه و اعتقاد به کارکردهای مناسب نهادهای اجتماعی به هرچه تخصصی تر شدن کار خود بیندیشند و به جای رفتن در پی سطح حداقل مورد نیاز از تخصصهای متعدد به سطح بالا در یک رشته بیندیشند و خود را از احساس نیاز به شناخت فنون و علوم متعدد بی نیاز احساس کنند. نهادها و آژانسهای اجتماعی کننده خصوصاً نهادهای رسمی فرهنگی همچون مدارس باید در نخستین قدم خود به این مفاهیم به طور کامل واقف و تا حدودی معتقد باشند(سایت؛www.fasleno.com).

به بیان رابرت بوهم  جرم زمانی اتفاق می افتد که فرد به این نتیجه برسد که از برخی جهات با جامعه و مردم  دیگر پیوند ندارد مردم را به صورت گروهی جدا از خود می نگرد که فاقد انسانیت هستند و نسبت به دیگران احساس مسئولیت نمی کنند. توجه مسئولان امر به مساله سوء مصرف مواد مخدر و اعتیاد از بسیاری جهات قابل تحسین است. اما بازنگری  برخی عوامل موثر در پیشگیری از اعتیاد الزامی می باشد.

به طور کلی با مرور و مطالعه سابقه در چند دهه  اخیر می توان حداقل پنج رویکرد شایع در امر آموزشی پیشگری از سوء مصرف را که در پرتو مطالعات تجربی تدوین گردیده و به مدد همان مطالعات مورد ارزیابی قرار گرفته و اثر بخشی  آنها نیز مورد آزمون واقع شده اند شناسایی کرد. این رویکرد ها عبارتند از:

۱٫رویکرد آگاه سازی

  1. رویکرد پرورش عاطفی
  2. رویکرد جایگزین یا بدیل
  3. رویکرد نفوذ اجتماعی
  4. رویکرد یکپارچه نفوذ اجتماعی – افزایش توانایی ها

در رویکرد آگاه سازی که برپایه نظریه علاقی رفتار انسانی پایه گذاری شده است تمرکز بر اطلاعات مربوط به دارو شناسی و پیامد های مضر جانبی مصرف مواد است.

فرض تلویحی رویکرد پرورش عاطفی در گرایش و شروع مصرف مواد آن است که افرادی با ویژه گی های معین بیش از دیگر افراد در معرض خطر قرار دارند. از این رو راه حلی که باید در برنامه های پیشگیری گنجانده شود، در واقع رشد عاطفی افراد است.

در رویکرد جایگزین متوجه ایجاد مراکز و ترغیب به انجام فعالیت هایی خاص از طریق این مراکز است که چنانچه  ایجاد و انجام شوند می توانند جایگزین مناسبی برای مصرف باشند. به عنوان مثال؛ ایجاد مراکز و مکان های ورزشی امکانات گردشگری امکاناتی برای انجام فعالیت های علمی و فرهنگی و هنری و سایر مراکز مشابه برای سرگرمی گذراندن اوقات فراغت و تفریحات سالم افراد خصوصاً نوجوانان و جوان، آنان را می تواند با تجارب زندگی واقعی مواجه سازد. تجربه ای که جذابتر از مصرف مواد است.

در رویکرد نفوذ اجتماعی توجه به نوعی پیشگیری است که عمدتاً بر اصول«نظریه شناختی- اجتماعی» آلبرت باندورا (۱۹۷۷) بنیان نهاده است. از این منظر رفتار ها اعم از راست رفتاری و کجروی نتیجه فشار های اجتماعی است. به عنوان مثال«مصرف سیگار از طرف دوستان و همسالان، ابزار های تبلیغاتی و نظایر آن».

رویکرد نفوذ اجتماعی مشتمل بر سه رویکرد فرعی در مغابله با فشار های اجتماعی ترغیب کننده مصرف مواد است. این رویکرد ها شامل ایمن سازی یا مصون سازی روانی، تصحیح انتظارات هنجاری و آموزش مهارت های مقابله با فشارهای بیرونی است.

در مصون سازی هدف غایی آماده کردن نوجوانان رویارویی آتی با فشار های ترغیب کننده مصرف مواد از سوی محیط اجتماعی است.

در روش تصحیح انتظارات هنجاری چنین فرض می شود که آگاه ساختن نوجوانان با اطلاعات صحیح در خصوص نیزان واقعی مصرف مواد یا رانمای آنها برای کشف تحریفت ادراکی خودشان درباره هنجار یا فرم سیگارکشیدن و یا مصرف سایر مواد ،در پیشگیری از استعمال یا سیگار  یا مصرف دیگر مواد موثر خواهد بود.

در آموزش مهارت های مقابله نیز هدف غایی مجهز نمودن نوجوانان و جوانان به مهارت های لازم جهت شناسایی و مقاومت در مقابل فشارهای اجتماعی است که منجر به مصرف مواد می شوند. آنچه در واقع این رویکرد را از رویکرد های پیشین متمایز می کند، تاکید بر آموزش های ضروری برای مقابله با چنین فشارهایی است.

پیشگیری با صرفه ترین راه  مداخله در امر مبارزه با مواد مخدر است. هزینه  رسیدگی قضایی به جرایم  مرتبط  با مواد مخدر بسیار بالا است نیمی از زندانیان کشور افرادی هستند که به نحوی با مصرف یا خرید و فروش مواد مخدر ارتباط داشته اند  بسیاری از جرایم دیگر به خصوص سرقت و قتل مرتبط با مواد مخدر گزارش شده است.  آمار کسانی که برای کاهش درد های جسمانی به مواد مخدر پناه می برند نسبتا زیاد است. آمار کسانی که برای مقابله با استرس و اضطراب به مصرف دارو های مخدر رو به افزایش است.  برای کاهش هزینه های فراوانی که هر ساله مقابله با جرایم معتادان  نگهداری و باز پروری آنان در زندان ها یا مراکز باز پروری و کلینیک های در مانی  می شود راهی جز پیشگیری و قبول تغیرات ساختاری در متن جامعه به نظر نمی رسد آنچه سلامت افراد جامعه را تضمین می کند از جمله عوامل مهم پیشگَیری است از عوامل موثر در سلامت مردم جامعه ایجاد امنیت اقتصادی و غذایی و بهداشتی برای احاد  مردم کشور است لازمه برخورداری مردم جامعه از تعادل جسمانی روانی اجتماعی و رشد سالم مراحل مختلف زندگی از کودکی تا بزرگسالی باید تضمین شود  مطالعه پدیده هایی که امنیت فرد را در مراحل مختلف رشد به خطر می اندازد از عوامل مهم پیشگیری است.

عمده  برنامه های آموزشی و فرهنگی پیشنهادی جهت پیشگیری از مصرف مواد مخدر:

  • اطلاع رسانی و آموزش عوامل روانی ، عوامل جسمانی ، عواملخانوادگی ، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی ، عوامل  اقتصادی و عوامل سیاسی سوء مصرف مواد مخدر از طریق معلمان و مربیان آموزش و پرورش.
  • آموزش مهارت های زندگی برای دانش آموزان در جهت پیشگیری از مصرف مواد مخدر در فرایند تعلیم وتربیت.
  • آموزش و اطلاع رسانی دستاوردهای مطالعاتی و اجرایی و شناسایی(آموزش و پرورش، نیروی انتظامی ، سازمان بهزیستی و زندانها ، دانشگاهها و…).
  • آموزش و اطلاع رسانی مدرسان آموزش خانواده از برنامه های پیشگیری از مصرف مواد مخدر.

عمده فعالیت های این مقاله را در چند بخش خلاصه می شوند که عبارتند از: نیاز سنجی، آموزش ، پژوهش و اشاعه یافته های  بصورت عملی که در بخش عمده  برنامه های آموزشی و فرهنگی ارائه شده است.

Leave a Comment